سفارش تبلیغ
صبا
دوستی پادشاهان و خیانتکاران، کمتر می پاید [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
خاتمی ، روحانی ، حسن روحانی ، موج سوم ، آمریکا ، احمدی نژاد ، اوباما ، انتخابات ، تقلب ، دروغ ، هاشمی ، وین ، آمار ، کرسنت ، سیاست ، سید علی محمد دستغیب ، شبهات و عملکرد ، شجریان ، شرح ماجرا رهبری فتنه 88 ، شعار ، شعر ، شلتوک کار ، شهر مذهبی ، شیخ اصلاحات ، شیراز ، شکست ، صدا و سیما ، ظریف العربیه امیرعبداللهیان دولت روحانی تعامل با اعراب دولت سعود ، عاشورا ، عدالت ، غیر واقعی ، فرجی دانا ، فرهنگ مردم شیراز ، فیلم ، قدیانی ، قرآن ، قم ، قوه قضائیه ، گوشه ای از دریای توهین اصلاح طلبان به مقدسات ، لاریجانی ، ما در جامعه ، مجلس برجام لاریجانی باهنر ، مجمع روحانیون مبارز ، مردم آمریکا ، مرغ ، مقام معظم رهبری ، منافق ، منبر ، منتقدان بی شناسنامه، عصر حجری، متوهم، اقلیت تندرو ، مهدی کروبی ، یارانه ها ، کاسه تحریم ، هاشمی رفسنجانی فساد دادگاه حکم حکومت عدالت ، هلال ماه ، وزراء ، وزیر علوم ، ولایت فقیه ، حضرت معصومه(س) ، حق ، حقوق بشر ، حمایت ، موسسه هوفر ، موسوی ، نامه ، نظام جمهوری اسلامی ، نظامیان آمریکا توحش عکس ، نوری زاد ، نیرنگ ، زاکانی ، ژنو ، سبز ، سبز اموی ، سری از سران فتنه ، سریال ، سقوط هواپیما ، سگ ، سنما ، دوپینگ ، دولت ، دولت تدبیر ، دولت نهم ، دولت یازدهم ، دیپلماسی لیخند روحانی اولاند ذلت ، دیوان محاسبات ، رأی من احمدی‏نژاد! ، رانت 650 میلیون یورویی ، ربنا ، رحماء علی الکفار اشداء من بینهم ، رفسنجانی ، رهبری ، روابط نامشروع ، خاتمی در شیراز ، خانواده ، خرافات ، خشم ، خوارج ، خوانندگان موسیقی ، خیانت ، تلویزیون ، توافق ، توافق 5 ، تورم صفر درصد ، توهین ، توهین حسن روحانی به منتقدینش ، توهین روحانی دولت یازدهم دیپلماسی ظریف بدحجاب ، جشن هسته ای روزنامه دولت ، جشنواره پاچه خواری ، جهالت ، جوانان ، چگونه اسرائیل خاک فلسطین را اشغال کرد ، حافظ ، حرم اهل بیت علیه السلام ، انتخابات ریاست جمهوری ، انتفاد ، انتقاد ، آیت الله حسن زاده آملی ، ائمه اطهار(ع) ، اتبارلویی ، اتم ، ایستگاه حجاب ، باطل ، برجام ، بزرگداشت دفاع مقدس ، بصیرت ، بمب ، به جهنم ، بهائیت ، بی برنامگی ، بیانات مقام معظم رهبری ، بیژن زنگنه ، پست و مقام ، پیام نوروزی میرحسین ، تحریم ، تحلیل روز ، تخلف ، تدبیر! ، اخلاق سیاسی ، ادبیات سخیف ، ادعا ، ازدواج ، اعتدال ، اعترافات ، اعدام ، اغتشاشات ، اغتشاشگر ، افشاگری ، الگوی جوان ، امید ، 1 ظریف روحانی اوباما ، 21 دسامبر 2012 ناسا شایعات ایان رسیدن دنیا ، 30 سال سازندگی ، آخرالزمان ، آزادی ، آزادی بیان به سبک دولت یازدهم ، آزار جنسی ، آقازاده ، آقای روحانی چرا استغفار_نمیکنید!؟ رضا سراج ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :20
بازدید دیروز :74
کل بازدید :122803
تعداد کل یاداشته ها : 94
96/7/3
9:13 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
شهریار[82]
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار _ که توسنی چو فلک رام تازیانه توست _ سرود مجلست اکنون ، فلک به رقص آرد _ که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
آیه های انتظار تکلیف الهی وبلاگ گروهی فصل انتظار تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد ****شهرستان بجنورد**** د نـیــای جــــوانـــی پایگاه اطلاع رسانی آخرالزمان و منتظران ظهور پیاده تا عرش شلمچه .: شهر عشق :. رهسپاریم با ولایت تا شهادت پرتو از تبار آسمان تمهیدات چهل منزل تا اربعین سربازی در مسیر بسیجی 57 بچّه شهید (به یاد شهدا) PARANDEYE 3 PA رمز دشمن شناسی گروه اینترنتی جرقه ایرانی چفیه موعود مقالات مشاوره و روانشناسی و اختلالات روانی و رفتاری هدیه قافله شهداء عشق سرخ آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام مذهب عشق mansour13 پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم The Holy Propht -p.b.u.h صبح دیگری در راه است .... گل پیچک شیعه مذهب برتر Shia is super relegion همه رقم مفت!!!!! کشکول سری تو سرا مهدیار دات بسیجی معجزه هزاره سوم ظهور یا شروع بصیرت ● باد صبا ● نسیمی از بهشت ... میخانه موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین ماهیان آکواریمی گنبد افلاک حدیث نفس دسته کلید تا ریشه هست، جوانه باید زد... محمدرضا جاودانی وبلاگ ایران اسلام انتظار MAKHo0oF gr0ups ::::: نـو ر و ز ::::: گام آخر... شوآه(shoah)و دکتر سروش(drsoroush) و ....... معبر حاج سعید حدادیان حامی نسیم وصل یادداشت های یک آقا زاده خبرنگار مسلمان قاب شیشه ای خبرنگار مسلمان خط سرخ شهادت یادداشتهای بی تکلف

مسئولان ارشد دولت یازدهم در حالی همچنان به انتقاد از عملکرد دولت گذشته در عرصه اشتغالزایی مشغول‌‌اند که تازه‌ترین گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم به طور خالص بیش از 330 هزار نفر شغل خود را از دست داده‌اند.

تازه‌ترین گزارش مرکز آمار از وضعیت اشتغال و بیکاری در فصل بهار سال جاری حکایت از شاغل بودن 21 میلیون و 860  هزار نفر دارد. این در حالی است که در ابتدای دولت یازدهم یعنی در فصل تابستان 1392 این رقم 22 میلیون و 191 هزار نفر بود.

 

مقایسه این دو رقم نشان می‌دهد از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم به طور خالص بیش از 330 هزار نفر شغل خود را از دست داده‌اند و این آنجا حائز اهمیت می‌شود که مسئولان ارشد دولت یازدهم همچنان به انتقاد از عملکرد دولت گذشته در عرصه اشتغالزایی مشغول‌اند. چنانچه مسعود نیلی، مشاور اقتصادی دولت با انتقاد از عملکرد دولت احمدی‌نژاد در عرصه اقتصاد، ‌گفت: می‌بینیم 20 میلیون و 300 هزار نفر شاغل موجود در کشور در سال 1384 در سال 1391 ثابت مانده و در واقع صفر خالص اشتغال کشور بود.

 

چند روز پس از سخنان نیلی، روحانی نیز در جمع اصحاب رسانه با تکرار سخنان نیلی گفت: ‌با نعماتی که در این هشت سال داشتیم می‌توانستیم بخشی از مسائل محیط زیست، معضل آب و مسائل مربوط به اشتغال را برطرف کنیم، درحالی‌که از سال 84 تا 92 تقریبا اشتغال خالص نزدیک به صفر بوده است.

 

حمید حاجی عبدالوهاب معاون وزیر کار سابق در گفتگویی با در واکنش به اظهارات این اظهارات روحانی  اظهار داشت: مطرح کردن اشتغال خالص نوعی بازی با آمار است و آقای رئیس جمهور مانند همان کاری که آقای دکتر نیلی در گذشته در خصوص ایجاد شغل در دولتهای نهم و دهم انجام دادند و ادعا کردند که سالانه 14 هزار شغل در آن دوران ایجاد شده است، به نوعی با آمار بازی کردند.

 

وی در تشریح محاسبه اشتغال خالص در دولت یازدهم عنوان کرد: در اشتغال خالص، اگر آمار شاغلین از مرکز آمار بررسی شود، متوجه می شویم که آمار شاغلین تقریبا طی ده سال گذشته ثابت است و از طرف دیگر خروجی، یعنی افراد بازنشسته و بازخرید شده هم زیاد داشتیم، بنابراین با این ترفند می توان اشتغال سال های 84 تا 92 را صفر تلقی کرد.

 

حاجی عبدالوهاب تاکید کرد: وجود اشتغال خالص صفر در آن دوران به این معنا نیست که در این دو سال هم کار ویژه ای در اشتغال انجام گرفته است و دولتمردان یازدهم عملکرد قابل قبولی را در این دوران ارائه نداده اند.

 

وی خاطرنشان کرد: تقارن سی امین سال انقلاب با دولت های نهم و دهم باعث شد تا میزان خروجی های ما از بازار اشتغال در این دوران کاهش یابد، زیرا عده زیادی که در ابتدای انقلاب جذب شده بودند، هم در حوزه کشوری و هم در حوزه لشکری بازنشسته شدند که در بخش های دولتی و غیر دولتی این مسئله قابل ارائه است.

 

علاوه بر گزارش منتشر شده از سوی مرکز آمار، آمارهای منتشر شده از سوی صندوق بین المللی پول نیز نشان می دهد بیکاری در ایران روندی صعودی دارد و انتظار می رود در سال جاری به بیش از 12 درصد برسد.

 

در این گزارش آمده است: نرخ بیکاری در ایران پس از رسیدن به رقم قابل توجه 13.47 درصدی در سال 2010 روندی نزولی را طی کرد و در سال های 2011 و 2012 به ترتیب به 12.3 درصد و 12.2 درصد کاهش پیدا کرد. روند نزولی نرخ بیکاری ایران که در سال های پایانی فعالیت دولت قبل شروع شده بود در سال 2013 نیز ادامه پیدا کرد. در این سال نرخ بیکاری در ایران به 10.4 درصد کاهش یافت. اما بر اساس برآوردها روند نزولی نرخ بیکاری در ایران ادامه پیدا نکرد و در سال 2014 که نخستین سال کامل کاری برای دولت یازدهم بود مجددا نرخ بیکاری در ایران صعودی شد و به 11.2 درصد رسید.

 

همچنین صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده است نرخ بیکاری ایران در سال جاری و در دومین سال متوالی به روند صعودی خود ادامه دهد و به 12.27 درصد برسد که بیشتر از سال پایانی فعالیت دولت قبل خواهد بود.

 

در این گزارش قصد آن نداریم به دفاع از عملکرد دولت دهم در عرصه اشتغال بپردازیم اما مغرضانه نیست اگر بگوییم زمانی می توان انتقادی را پذیرفت که شاهد عملکرد بهتری باشیم چرا که به گواه آمار رسمی کشور، اگر ماحصل عملکرد دولت دهم حفظ تعداد جمعیت شاغل (خالص اشتغالزایی صفر) بود، دولت فعلی همان وضعیت را نیز نتوانسته ادامه دهد و در دو سال اخیر، روز به روز از تعداد شاغلان کشور کاسته شده است.

 

به گزارش «خبرگزاری دانشجو»، آمار منتشر شده از نرخ بیکاری از سوی مرکز آمار نشان می‌دهد که در سال گذشته نرخ بیکاری مجموعا به 10.6 درصد رسیده‌ که نرخ رشد 0.2 درصدی را نسبت به سال 1392 دارد.

 

بر اساس این آمار،‌تعداد بیکاران 10 ساله و بیشتر کشور به بیش از دو میلیون و 500 هزار نفر طی سال قبل رسیده‌ است که از این میزان، تعداد بیکاران مرد بیش از یک میلیون و 700 هزار نفر و تعداد بیکاران زن معادل 750 هزار نفر است.

 

طبق این گزارش، نرخ بیکاری در مردان طی سال قبل با رشد 0.2 درصدی به 8.8 درصد و نرخ بیکاری در زنان با کاهش 0.1 درصدی به 19.7 درصد رسیده‌ است. همچنین از نرخ بیکاری شهری در سال گذشته در مقایسه با سال 1392 نیز 0.2 درصد کاسته شده و به 11.6 درصد رسیده است. نرخ بیکاری در نقاط روستایی نیز با افزایش 0.9 درصدی، رقم 7.9 درصد را نشان می‌دهد.

 

خط نمودار نرخ میزان مشارکت اقتصادی از سال 1390 نواسان چندانی را نشان نمی‌دهد، اما خط نرخ بیکاری با نواسانات بالایی همراه است؛ به این ترتیب که از سال 1391 به 1392 شیب کاهشی زیادی را داشته‌ است در حالیکه بین سال 1392 و سال گذشته این خط با شیب ملایمی رو به افزایش رفته‌ است.

 

جداول مقایسه بیکاری در بهار 93 و 94 به شرح زیر است:

 

خبرگزاری دانشجو


94/4/13::: 2:33 ع
نظر()
  
  

پس از عدم تحقق وعده های انتخاباتی دکتر حسن روحانی مبنی بر حل مسئله ی هسته ای در بازه ی زمانی کوتاه چندماهه و از طریق تعامل با «کدخدا» و از طرفی دلخوش کردن دولتمردان به توافق و عدم برنامه ریزی و اندیشیدن تدبیر مناسب برای حل مشکلات کشور؛ به تدریج بر حجم مخالفت ها با سیاست حاکم بر دولت افزوده شده است.

 

از سویی دیگر زیاده خواهی های روزافزون طرف غربی در مذاکرات هسته ای و شواهدی که از عزم دولت یازدهم برای رسیدن به توافق حتی به قیمت از دست رفتن منافع ملی حکایت دارد؛ بر «دلواپسی مقدس» مردم افزود و در نهایت جمیع این جوانب سبب برگزاری تجمعات با شکوه و غیرقابل انتظاری در دفاع از عزت و منافع ملی شد.

 

این تجمعات که نوک پیکان آن به سمت دشمن خارجی بوده و حاوی پیام مقاومت برای آنان بود، اما با واکنش شتابزده و عجولانه ی دولت در موضع گیری علیه آن مواجه شد که بیش از هر چیزی از نگرانی و استرس دولتمردان حکایت داشت.

 

حسن روحانی رئیس دولت یازدهم در نشست فرمانداران و استاندارانش نخستین عضو دولت بود که به موضع گیری شفاف علیه اجتماعات پرشور مردمی پرداخت. پس از او و به فاصله ی کمتر از چند ساعت عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور روحانی، با پیگیری همین خط از «برخورد دولت» با آنچه او آن را «اجتماعات غیرقانونی» می نامید خبر داد. پس از او نوبت به محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت رسید تا از جایگاه یک مرجع دینی، تجمعات «اجازه نمی دهیم» را «غیرقانونی و غیر شرعی بنامد»! سلسله اظهارات دلواپسانه ی اعضای دولت در واکنش به اظهار نظر مردم پیرامون مسئله ی هسته ای به سایر افراد نیز تسری یافت و کلید واژه ی تکراری این اظهارات «برخورد با تجمعات مردمی» بود.

 

خشم برآمده از نگرانی پاستورنشینان سرانجام به مهر سکوت نهادن بر دهان مردم دغدغه مند منجر شد تا اعضای دولت برای مدتی هم که شده نفسی به راحتی بکشند.

 

شهدا نشانه هایی که خداوند در لحظه ای حساس فرستاد

 

این سکوت اما زمان زیادی به طول نینجامید. خبر تفحص پیکر مطهر 175 شهید دوران دفاع مقدس که غواصان خط شکنی بودند که پس از اسارت در عملیات کربلای 4، با دستان بسته زنده به گور شده اما حاضر به پشت کردن به آرمان اسلام ناب نشده بودند؛ منجر به انتشار دگرباره ی پیام مقاومت و پیروزی در جامعه گردید.

 

مراسم تشییع این شهدا که بنا به اظهارات شاهدان یکی از بی نظیرترین تجمعات بشری بوده و خیابان های تهران تا کیلومترها مملو از جمعیت تشییع کننده بود، فرصتی بود تا مردم ایران نشان دهند که پیام مقاومت و پایداری شهدا را دریافت کرده اند. بنابراین مراسم تشییع شهدای غواص به شکلی خودجوش و غیر منتظره به صحنه ی اعلام موضع مردم ایران درخصوص مسائل جاری کشور به خصوص موضوع هسته ای بدل شد. دستنوشته ها و پلاکاردهایی که بر روی دستان مردم بلند شده بود و همچنین شعارهای کاملا  شفاف آنان در این مراسم که علاوه بر محکوم کردن زیاده خواهی و «دبه کردن» دشمن غربی در مذاکرات هسته ای، نسبت به برخی اظهارات کوته بینانه ی رئیس دولت و برخی افراد نزدیک به دولت درخصوص تاثیرگذاری تحریم ها اعتراض داشتند؛ خیلی زودتر از آنچه گمان می رفت واکنش پاستورنشینان را دربر داشت.

 

دستور وزیر کشور برای پیگیری تشییع کنندگان شهدا

 

حسینعلی امیری، سخنگوی وزارت کشور در واکنش به این مراسم، از دستور وزیر کشور به هاشمی استاندار تهران برای «انجام بررسی های لازم درباره اتفاقات روز تشییع پیکر شهدا» خبر داد!

 

امیری افزود: «هر گونه تجمع به مجوز استانداری نیاز دارد و استانداری و فرمانداری‌ها هستند که شرایط را بررسی کرده و اگر مشکلی نباشد مجوز تجمع را صادر می‌کنند، زیرا وقتی تجمعی انجام می‌شود باید مشکلات ترافیکی و برقراری نظم و امنیت در نظر گرفته شود. همچنین افرادی که تجمعی را برگزار می‌کنند باید مسئولیت پذیر باشند چون اگر مشکلی پیش بیاید از نظر مراجع قانونی، مسئول مربوطه باید مشخص باشد و اگر مشکلی پیش بیاید استانداری‌ها و فرمانداری‌ها مسئله را پیگیری می‌کنند.»

 

اشاره ی سخنگوی وزارت کشور به لزوم اخذ مجوز درحالی صورت می گرفت که وی خواسته یا ناخواسته فراموش کرده بود که مراسم تشییع شهدا با مجوز رسمی و هماهنگی همه ی سازمان های مسئول انجام شده و اساسا امکان برگزاری چنین مراسمی بدون اخذ مجوز وجود ندارد. شکی نیست که حسینعلی امیری خود بهتر از هر کس دیگری به این نکته واقف است؛ با این شرایط به نظر می رسد افزایش اعتراضات به برخی نشانه های وادادگی در مذاکرات هسته ای، دولتمردان را در چنان مخمصه ای قرار داده که حتی در برابر تجمعات دارای مجوز آن هم از نوع تشییع شهدا نیز موضع گیری می کند. به دیگر سخن به نظر می رسد پس از مقابله ی دولت با اجتماعات خودجوش مردمی فاقد مجوز از وزارت کشور، این بار نوبت تجمعات دارای مجوز است که به سیبل حملات دولت تبدیل شده و نگرانی را در مردان دولت تدبیر و امید منتشر کنند.

 

اخذ مجوز نسخه ای مخصوص منتقدان

 

حساسیت دولت به اجرای قانون درخصوص تجمعات بدون مجوز اما ظاهرا تنها مخصوص تجمعات منتقدان دولت است چرا که در طول دو سال گذشته، پیروزی در هر مسابقه ی ورزشی، مردم خوشحال را به خیابان ها کشانده و طبیعتا منجر به بروز راه بندان و ترافیک در سطح شهرهای کشور شده است. اگرچه کمتر کسی است که نسبت به این مسئله اعتراض داشته و از خوشحالی هموطنانش راضی نباشد اما راه بندان های ایجاد شده در این تجمعات، نه تنها مردان دولت روحانی را نگران نکرده بلکه در بسیاری از موارد آنان را به اظهارنظرهای پوپولیستی به منظور بالا بردن محبوبیت از این طریق واداشته است.

 

علاوه بر این، برخی تجمعات بدون مجوز تعدادی از حامیان دولت پس از توافق نامه ی ژنو و بیانیه لوزان نیز نه تنها با واکنش منفی روحانی و اعضای دولتش مواجه نشد، بلکه گاها تلاش شده تا از آن به عنوان نشانه ای از اقبال عمومی به دولت سوءاستفاده شود.

 

از موضعگیری در برابر تجمعات قانونی تا حمایت از آشوب های غیرقانونی

 

گذشته از موارد فوق؛ نکته ی جالب توجهی که مورد غفلت واقعه می شود آنکه بسیاری از رسانه هایی که این روزها دلواپس قانون شده و نسبت به برگزاری تجمعات غیرقانونی اعتراض می کنند همان رسانه هایی هستند که در روزهای پرآشوب فتنه ی آمریکایی 88، با این بهانه که تجمع بدون حمل سلاح نیاز به اخذ مجوز وزارت کشور ندارد! به حمایت از آشوبهای خیابانی آن روزها می پرداختند. در این میان نباید از نقش برخی اعضای فعلی دولت در حمایت از فتنه گران خیابانی غفلت کرد. حمایت هایی که بارها تا مرحله ی حضور در تجمعات غیرقانونی نیز پیشرفت. به طور مثال و تنها به عنوان مشتی نمونه ی خروار می توان به حضور مجید انصاری معاون فعلی پارلمانی حسن روحانی در تجمع ضدانقلابی و غیرقانونی 25 خرداد 88 و تهییج آشوبگران با جملاتی از قبیل: «هم ما و هم آقای موسوی تا آخر ایستاده‌ایم که حق شما را بگیریم» اشاره کرد.

 

خبرگزاری دانشجو


  
  

در حالیکه همیشه راه فراری برای سازمان محیط زیست بوده که ابتکار با اتکا به آن از زیر بار مسئولیت‌ها شانه خالی کند، در جریان ایلام هم ابتکار مدعی شد این آتش‌سوزی در مراتعی که تحت حفاظت محیط زیست نبوده رخ داده است.

چندی پیش ورود ریزگردها به برخی از استان‌های جنوبی کشور مشکلات زیادی را برای مردم این استان ها فراهم کرد که در نهایت این مشکلات نه تنها حل نشده بلکه در دراز مدت مشکلات بیشتری را به دنبال خود به وجود آورد.

 

در خصوص ورود ریزگردها که از کشور های هم جوار وارد کشور شده اند، انتظار می رفت سازمان محیط زیست با رسیدگی دقیق و عملکرد مثبت و سازنده خود در این میان مانع از گسترش ریزگردها شود و با مدیریت این بحران، مشکل گرد و غبار در کشور را حل کند.

 

با گذشت چند ماه از این ماجرا،‌نه تنها ریزگردها در کشور کنترل نشده، بلکه از استان‌های مرزی به سمت استان‌های مرکزی کشور هم کشیده شد.

 

آتش سوزی در جنگل های استان ایلام نیز طی روز های گذشته فرصت مناسبی برای سازمان محیط زیست و ابتکار بود تا نشان دهد که آنچه که در جریان ریزگردها از عهده این سازمان خارج شده بود، بهانه نبوده و در حقیقت سازمان محیط زیست تمام توان خود را در آن ماجرا به کار بسته است.

 

سکوت این سازمان و بانوی سبز آن در ماجرای ایلام در حالی بود که هنگام آتش گرفتن این جنگل ها و پس از آن ابتکار در حال برگزاری و گرفتن عکس یادگاری در همایش محیط زیست بود.

 

در حالیکه همیشه راه فراری برای سازمان محیط زیست بوده که ابتکار با اتکا به آن از زیر بار مسئولیت‌ها شانه خالی کند، در جریان ایلام هم ابتکار مدعی شد این آتش‌سوزی در مراتعی که تحت حفاظت محیط زیست نبوده رخ داده است.

 

این در حالی بود که مسئولین ایلامی اعلام کردند که این جنگل ها تحت عنوان جنگل های حفاظت شده محیط زیست ثبت شده و مستقیماً‌ تحت تملک سازمان محیط زیست بودند؛ هرچند که اگر تحت نظر محیط زیست هم نباشند،‌وظیفه حفاظت از جنگل ها بر عهده محیط زیست است.

 

تجربه کاری سازمان محیط زیست نشان داده است که در جریان‌های مهم در کشور مانند آلودگی هوا،‌ ریزگردها، آتش‌سوزی جنگل‌ها و ... ابتکار نه تنها به دنبال حل مشکلات بر نیامده بلکه هر بار با طرح بهانه‌ای جدید تقصیرها را بر گردن دیگری انداخته تا نقش این سازمان در بحران های کشور کم رنگ جلوه داده شود.

 

در ماجرای آلودگی هوای کلان شهر‌ها دیده شد که بنزین داخل عامل اصلی این آلودگی نامیده شد و حتی با توقف توزیع بنزین تولیدی در کلان شهرها، میزان آلودگی هوای این شهرها کاهش نیافت.

 

هرچند مجلس پشت پرده سیاسی این ماجرا را افشا کرد و در نهایت مشخص شد بنزین تولید داخل نه تنها مشکلی نداشته است بلکه در جریان آلودگی هوا در کلان شهر ها توزیع نشده بود.

 

با گذشت دو سال از مدیریت ابتکار بر سازمان محیط زیست که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان دیگر سیاسی شده است، و مرور کارنامه ابتکار در این سازمان می توان به جرآت گفت که ابتکار کارنامه سیاهی از خود برجای گذاشته و در مسائل کلان و اساسی پیش آمده برای محیط زیست نتوانسته است با مدیریت صحیح این بحران ها را حل کند.

 

در حال حاضر بحران گرد و غبار در استان های جنوبی مشکلاتی را فراهم کرده است که در صورت ادامه این مشکل، قطعاً ترکیب جمعیتی این مناطق به هم خورده و مهاجرت ها از مناطق جنوبی به سمت سایر استان های کشور آغاز می شود که زمینه ساز مشکلات دیگری در کشور خواهد بود.

 

هرچند با نزدیک شدن به انتخابات پیش رو به نظر می رسد سیاسی کاری های سازمان محیط زیست افزایش یافته و همین موضوع مانع از رسیدگی صحیح این سازمان به مشکلات می‌شود.

 

 

منبع: دانا


  
  

«برخی از سفرهای استانی برای تیم رئیس‌جمهور روشن کرد که برخلاف تصور اولیه برخی استانداران توانایی کافی برای اداره استان ندارند. لذا تغییرات در دولت اتفاق خواهد افتاد هم در سطح وزرا و هم در سطح استاندارها». اینها بخش‌هایی از سخنان چند روز قبل یکی از مشاوران رئیس جمهور است  که اندکی بعد با تردید و تشکیک وادعای اظهارات شخصی مورد تردید قرار گرفت! اما فارغ از رویه ناپسند بیان موضوعات وسپس تکذیب و تغییر آن، نفس جابجایی بعضی دولتمردان ،می تواند این امید را ایجاد کند که بالاخره دولتمردان هم متوجه شدند برخی انتصاباتشان،برخلاف شایسته سالاری بوده و بعضی مدیران منصوب،یا ضعیف وناتوان در پیگیری ماموریت هایشان هستند ویا منافع و مصالح شخصی و حزبی آنها راه خدمتگذاری به مردم را بسته است. طبیعتا اگر دولتمردان به چنین برداشتی رسیده باشند جای خوشحالی وخوشنودی است و می‌توان امید داشت که -هرچند با تاخیر- کارها رو به بهبود خواهد رفت.


 اما در شرایطی که براساس آمار رسمی، بیش از 92 درصد فرمانداران کشور در یکسال و نیم گذشته عوض شده و افرادی با سلیقه وذائقه دولت یازدهم انتخاب شده‌اند، و در شرایطی که حدود نه ماه به انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی مانده، سخن از تغییرات در ساختار مدیریتی دولت،بیش از آنکه امید بخش بهبود اوضاع باشد، می‌تواند حاوی اخبار دیگری مثل تقسیم دوباره قدرت و ورود افراد واحزاب جدید در باشگاه دولت باشد! از قضا برخی اخبار و وقایع آشکار و پنهان هم موید همین امر است که بعنوان نمونه می‌توان از انتصاب عضو مرکزیت بنیاد باران بعنوان استاندار استان مرکزی یاد کرد که محک خوبی برای راستی آزمایی ادعاهایی مبنی بر شایسته سالاری است.


اما اگر به راستی آنگونه که ادعا می‌شود افرادی در دولت نگران عدم توانایی برخی مسئولین هستند، چرا بجای تغییر افراد حاضر به تغییر رویکردها نیستند؟ا بدیهی است مادامی که رویکردهای ناروا و ناصواب باقی باشد،تغییر افراد تنها به پیچیده‌تر شدن اوضاع و ناامیدی مردم منتهی می‌شود.


درباره رویکردهای ناصواب هم گفتنی فراوان است و هم مصادیق متعددی میتوان ارائه نمود تا اثبات شود که در پدید آمدن  وضع موجود ،بیش از آنکه برخی افراد مسئول باشند،برخی رویکردها موثر بوده و برای آن باید چاره‌ای اندیشید. به این نمونه‌ها توجه کنید:


1- یکی از رویکردهای ناصواب، پذیرش این نکته است که دنیا یعنی 1+5! این رویکرد تلخ که متاسفانه در دولت یازدهم کاملا نهادینه شده،تنها مربوط به مذاکرات هسته‌ای نیست و در اغلب شئون دولت جاری است. بعنوان مثال در خبرها آمده بود که مقامات یک شرکت  خودروساز داخلی جهت مذاکره و عقد قرارداد عازم فرانسه شده تا با مسئولان پژو مذاکره کنند! رویکرد غلط و ناصواب مسئولان در این قضیه چیست؟ در نظر بگیرید کشور ما در اوج مناقشه مهم و بی‌سابقه تاریخی هسته‌ای با سر سخت‌ترین دشمنانش در نبرد است و فرانسه در سال‌های اخیر چند بار نتایج حاصل از ماه‌ها مذاکره را به هم زده و به اصطلاح دبه کرده است! کدام منطق و توجیهی حکم می‌کند به این دشمن خدعه‌گر جایزه داده و بازار خودرو کشور را در اختیار دو شرکت آن قرار دهیم!؟ شرکت‌هایی که بدون دسترسی به بازار ایران ،حتی امید به حیات هم ندارند!آیا در دنیا هیچ خودرو ساز دیگری وجود ندارد ؟ شرکت‌های فرانسوی چه گلی به سر صنعت خودروی ما زده‌اند که باید بازهم پیگیر برقراری مناسبت با آنها باشیم؟ فراموش نکنیم فرانسه همان کشوری است که با فروش عامدانه و عالمانه خون‌های آلوده به کشورمان،یک فاجعه انسانی را رقم زد و هرگزعذرخواهی هم نکرد!حتی اگر آن جنایت بی‌شرمانه و غیرانسانی را نادیده بگیریم ،در ماجرای تحریم‌ها و در همین بحث خودرو،طرف فرانسوی با ما چه رفتاری داشت!؟آیا جز اینست که برای خوش رقصی پیش آمریکا،از ارائه قطعات خودروی تندر 90 به ما خودداری کرد  ومدتها بازار این خودرو را ملتهب نمود؟!اکنون چه اتفاقی افتاده که آن دیار هدف اول خودروسازان ماست؟منافع چه کسی و چه گروهی در کار است!؟


البته نباید فراموش کرد که  جریان حاکم بر مناسبات اقتصادی امروز،سالها قبل هم دلال واردات خودروی بی‌کیفیت «هوو»بود که منجر به وقوع سوانح وحشتناک گردید تا آنجا که  هوو به ارابه مرگ مشهور شد!  سعید ل که این روزها در کسوت یک نظریه پرداز،مجله  حزب کارگزاران را منتشر می‌کند، سالها پیش به این کار مبادرت کرد وعلیرغم وقوع حوادث متعدد، باز هم از عملکرد خود دفاع می‌کند و می‌گوید:«من هنوز معتقدم هوو خودروی خوبی بود و از آن دفاع می‌کنم. این دیدگاه که فلان خودرو ارابه مرگ است کاملاً غلط است چرا که در آن زمان کارخانه‌ها کامیون‌های «هوو» را با پنج میلیون تومان پیش‌فروش می‌کردند و برای خریدار کل کامیون حدوداً 60 میلیون تمام می‌شد که اتفاقاً به دلیل همین روند فروش، در بازار پر‌طرفدار شده بود. ولی همین مقدار پول کم برای پیش‌فروش باعث شد افرادی که تا به حال پشت ماشین سنگین ننشسته‌اند، اقدام به خرید هوو کنند و پشت این کامیون بنشینند و به دلیل بی‌تجربگی به تصادفات دامن بزنند.»! صرفنظر از غیرواقعی بودن فروش هوو با شصت میلیون تومان، باید پرسید  این سخنان و یا  سفر اخیر خودروسازان به فرانسه برای عقد قرار داد، کدام قرینه را جز وجود منفعتی خاص در ذهن متبادر می‌کند؟ مادامی که این دیدگاه حاکم است ،تغییر افراد چه تاثیری در ماهیت مسائل دارد؟


2- اگر قرار بر تغییر باشد،منطقا باید این تغییرات بسوی گره گشایی از کار مردم پیش برود. پرسشی که در این میانه مهم و کلیدی است، اینست که آیا در دولت یازدهم افرادی مانع انجام برخی خدمات هستند یا نوع  نگاهی خاص!؟ می‌دانیم که براساس مصوبه مجلس شورای اسلامی،قرار شد یارانه ثروتمندان و پر درآمدها حذف شود. اکنون باید پرسید شخص خاصی در دولت مانع اینکار است یا اساسا اراده‌ای وجود ندارد!؟از یک طرف وزیر نفت می‌گوید زیر بار یارانه له شدیم! روزنامه‌های حامی دولت بدون توجه به قانون و فهم موضوع،این عبارت را تیتر می‌کنند اما از خودشان نمی‌پرسند مگر وزیر نفت از جیب خودش یارانه می‌دهد و مگر میزان یارانه براساس قانون بودجه تعیین نشده است!؟آیا وزیر نفت نمی‌تواند بجای سخن گفتن  در رسانه‌ها، در دولت خواستار اجرای مصوبه مجلس برای حذف یارانه پر درآمدها بشود!؟ پس هیاهو برای چیست!؟ از سوی دیگر وزیر صنعت اعلام می‌کند حتی یک ریال یارانه تولید پرداخت نشده است! معاون صنایع کوچک سازمان صنعت از تعطیلی حدود نیمی از ظرفیت صنایع سخن می‌گوید! عضو کمیسیون اقتصادی مجلس از فقدان منابع مالی برای پرداخت یارانه تولید و حتی کسری بودجه برای پرداخت یارانه نقدی خبر می‌دهد! آنوقت بعد از رفراندوم یارانه‌ای تا کنون، دولت نتوانسته یک دهک ثروتمند را شناسایی کرده و یارانه‌اش را قطع کند!؟


3- البته هستند افرادی که باید عملکرد ضعیف و غلط آنها  به جد مورد تجدید نظر قرار بگیرد. بعنوان نمونه، وزیر راه و مسکن بدلیل وضعیت اسفبار مسکن مهر و تعطیلی این پروژه مهم وحتی مزخرف نامیدن آن از این موارد است. همان وزیری که  در جلسه رای اعتماد در مجلس شورای اسلامی به صراحت به مردم ونمایندگانشان قول داد که هم مسکن مهر را تا به پایان رسیدن تمام طرح‌های آن ادامه می‌دهد و هم طرح کامل تری برای مسکن مردم ارائه می‌کند. اکنون با گذشت یک ونیم سال از دولت یازدهم،از «طرح مسکن اجتماعی» ،به جز یک اسم چیز دیگری منتشر نشده و مسکن مهر هم مردم را سرگردان به حال خود رها کرده‌است.


 بیان مصادیق و نمونه‌های فراوان از رویکردها و رویه‌های ناصواب- که بعضا با حضور افرادی نامناسب در سمت اجرایی آسیب‌ها و آفات آن چند برابر شده-  جز تلخ کردن ذائقه‌ها ثمری ندارد و هدف این نوشتار نیز چنین نیست. مراد از این اشارت، یاد‌آوری این نکته است که اولا با گذشت بیش از یک ونیم سال از عمر دولت ضعف مبانی و برنامه‌ریزی درامور کلان – برخلاف ادعاهایی مثل داشتن برنامه صد روزه و سه ماه وشش ماهه- هم برمردم وهم بردولتمردان آشکار شده و به معنی واقعی کلمه ماه‌عسل تمام شده است دیگر نمی‌توان صرفا با تکیه بر تقبیح دولت قبل ،از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد و به مردم جوابی نداد. ثانیا گذر این مدت نشان داد که دولت کماکان به سبک قبیله‌ای و جزیره‌ای اداره می‌شود ! در نتیجه و در چنین شرایطی سخن از تغییر افراد بیش از هر چیز قابل تعبیر به انجام حرکات نمایشی برای ساکت کردن ناراضیانی است که هرروز بر شمار آنان افزوده می‌رود.
 تجربه ایام گذشته از دولت یازدهم نشان داده بدنه مدیریتی دولت به شدت ضعیف است تا آن حد ضعیف که  صدای بسیاری از حامیان پر و پا قرص دولت را هم در آورده است! اما همین بدنه ضعیف اتفاقا گلوگاه‌ها و محور‌های اصلی دولت هستند و هریک به مناسبتی و دلیلی ،صاحب سهمی عمده در این مجموعه قلمداد می‌شوند و تغییر آنها دور از ذهن است  اما در هر روی، تغییر افراد ضعیف  و رویکردهای غلط را باید به فال نیک گرفت و مشتاقانه منتظر آن بود.

کیهان


94/2/22::: 5:46 ص
نظر()
  
  

دولت معتقد است هر کس که بخواهد در چارچوب قانون نظراتش را مطرح کند، باید به آن احترام گذاشته شود"(1) این جدیدترین اظهارات سخنگوی دولت یازدهم در زمینه ی آزادی بیان و احترام به نظرات دیگران است. محمد باقر نوبخت که در نشست هفتگی سخنگوی دولت با اصحاب رسانه سخن می گفت، گریزی نیز به موضوع آزادی سخنرانی های سیاسی زده و از آنچه "حمایت دولت از سخنرانی‌های قانونی" می خواند، خبر داد.

 

مسئله ی آزادی بیان در دولت یازدهم، از ابتدای آغاز به کار این دولت، از موضوعات مورد مناقشه و پر حرف و حدیث بوده است. جمله ی معروف روحانی در مناظرات انتخاباتی که خطاب به رقبایش اظهار داشت "من سرهنگ نیستم، من حقوق دان هستم" نشان دهنده ی حساب ویژه ای بود که تیم مشاوره دهنده به او بر مسئله ی آزادی بیان باز کرده و روحانی را واداشته بود تا از جایگاه یک منتقد وارد موضوع شده و خود را حامی آزادی بیان معرفی کند. اما در همان روزها برخی منتقدین با اشاره به سابقه ی روحانی و گرایش فکری و سیاسی اش، تلاش او برای ارائه ی چهره ای آزاد اندیش از خود را بیش از آن که برآمده از عمق اعتقادات وی بدانند، حربه ای برای به دست آوردن رای بیش تر معرفی می کردند.

 

آغاز به کار دولت یازدهم برگی دیگر از داستان شعارهای حمایت از آزادی بیان این دولت را ورق می زد. دولت روحانی نیز به سیاق دیگر دولت ها از همان ابتدا با برخوردهای انتقادی افراد و گروه های غیر هم فکرش روبرو شد. این جمع منتقدین با توجه به رای حداقلی و شکننده ی او در انتخابات ریاست جمهوری سال 92، طیفی وسیعی از صاحب نظران را در بر می گرفت. برخی عملکردهای دولت یازدهم نیز سبب می شد تا روز به روز بر حجم انتقادات افزوده شده و دولت را در معرض پاسخ گویی قرار دهد.

 

برخورد دولتمردان و در راس آن ها رئیس دولت با این انتقادات اما؛ غیر منتظره بود. فرار به جلو، اتهام زنی و توهین، حربه ی روحانی و برخی همکارانش در دولت برای رهایی از بار سنگین انتقادات بود. منتقدان دولت با انگ هایی از قبیل: بی سواد، بی شناسنامه، تازه به دوران رسیده، ترسو، بزدل، تخریب گر، حامیان افراط، دروغ گو، عقب مانده، فاسد، عصر حجری، اقلیت تندرو، بیکار، متوهم، دین ناشناس، هوچی باز، کاسبان تحریم و ده ها مورد مشابه، هدف حملات رئیس و سایر مسئولان دولت یازدهم قرار گرفتند و کار به جایی رسید که رئیس دولت منتقدانش را به جهنم حواله داد.

 

لغو و یا عدم صدور مجوز سخنرانی برای منتقدان دولت در دانشگاه ها از دیگر اقدامات دولت بود که در تضاد با شعارهای حمایت از آزادی بیان آن قرار می گرفت. 16 آذر سال گذشته و همزمان با روز دانشجو، رئیس دولت و برخی مسئولین کشوری و استانی، با حضور در جمع هایی که دانشجویی خوانده می شدند، به ایراد سخنرانی پرداختند. اگر چه گزینشی بودن ورود دانشجویان به سالن سخنرانی و جلوگیری از نطق تشکل های منتقد دولت در این مراسم ها، در کنار عدم صدور مجوز سخنرانی برای برخی منتقدین دولت در این روز، سبب شد تا عده ای این روز را «روز  دولت» بنامند نه روز دانشجو. مدیران منتصب دولت یازدهم در این روز از سخنرانی چهرهایی نظیر حسین شریعتمداری در دانشگاه امیرکبیر، حجت الاسلام محمود نبویان در دانشگاه آزاد اراک، حجت الاسلام میرتاج الدینی در دانشگاه تبریز و علی رضا زاکانی و مهرداد بذرپاش در دانشگاه آزاد بجنورد ممانعت به عمل آوردند.

 

موارد بالا صرفا مشتی بود نمونه ی خروار از شیوه ی برخورد دولت یازدهم با مسئله ی آزادی بیان منتقدینش و اگر مجال بیشتری می بود می شد به برخورد حذفی با رسانه های منتقد در این دولت نیز گریزی زد. اما از آنجایی که این مسئله خود حکایت مثنوی هفتاد من کاغذ است، فعلا آن را می گذاریم و می گذریم.

 

با این تفاسیر به نظر می رسد برخورد دولت با منتقدین و ایجاد محدودیت برای آن ها اعم از چهره ها و نشریات منتقد، به امری سیستماتیک در این دولت بدل شده و تا جایی پیش رفته که حتی صدای برخی حامیان دولت را نیز درآورده است. به عنوان مثال علی مطهری از نمایندگان حامی دولت در مجلس شورای اسلامی، بهمن ماه گذشته و در در سیزدهمین کنگره حزب مردم‌ سالاری نگرانی خود از تحدید آزادی بیان در دولت جدید را این چنین بیان می دارد: "فضای آزادی بیان در دولت جدید کمتر شده است"(2)

 

این شرایط ناخواسته انسان را به این باور می رساند که شعارهای دهان پرکن مسئولین دولتی درخصوص حمایت از آزادی بیان بیش از آنکه سخنانی از سر اعتقاد باشد، تلاشی است برای سرپوش گذاشتن بر فضای بسته ی ایجاد شده در دو سال گذشته. با این وجود اگر ادعای سخنگوی دولت درمورد احترام به نظراتی که در چارچوب قانون مطرح می شود، از روی صداقت بوده باشد باید امیدوار بود که مشی دولت در برخورد با منتقدین در 2 سال باقی مانده از عمر دولت یازدهم اصلاح شده و منتقدین با دیده ی احترام نگریسته شوند نه به عنوان بیسوادانی بی شناسنامه که باید به جهنم بروند. اگر چه نوبخت در ادامه ی اظهاراتش با بیان اینکه "اصلاح‌طلبان ... می‌توانند در چارچوب قانون از این فرصت استفاده کنند دولت اقدامات نیروهای خودسر را تقبیح می?کند و در صورت لزوم، مواردی از این دست را پیگیری می?کند"(3) تاحدودی چشم انداز مورد نظر خود از جریانی که دولت به اظهار نظرشان احترام می گذارد را روشن می کند. اما به هر صورت همانگونه که نوبخت اظهار می دارد "اعتبار دولت به قانون‌مداری و ظرفیت دولت برای شنیدن صدای مخالفان است"(4) و شاید بهتر این باشد که دولتی ها به جای صرف انرژی برای بیان شعارهای دفاع از آزادی بیان، به ایجاد ظرفیت و تحمل سخن مخالف، در خود بپردازند.

 

منابع

  1. نشست خبری سخنگوی دولت، 15/2/94، به نقل از روزنامه ی ایران، 16/2/94
  2. سخنرانی در سیزدهمین کنگره ی حزب مردمسالاری، 9/11/93، به نقل از سایت چمران نیوز
  3. نشست خبری سخنگوی دولت، 15/2/94، به نقل از روزنامه ی ایران، 16/2/94
  4. پیشین

  
   1   2      >